۱۳۸۷ آذر ۲۳, شنبه

کوله بار

تو می آیی
به دوشت کوله بار اتفاقی خوش
و من تصویر معکوسش
میان ما توقف نیست
برخوردی شتابان است
کجا؟ می پرسی و
تا نا کجاها، پاسخ من
باز می گویی
اگر دنبال معشوقی
رهایش کن
چه باشد چه نباشد
عشق می ماند
و من در کوله بار خود
نشانت می دهم
ته مانده یک اتفاق خوش
چه سنگین است
و این عشقی که می گویی
چه غمگین است


۱ نظر: